محمد مهدى ملايرى

68

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

پس از آنها و در دوره‌هائى هم كه نام عراق براى اين سرزمين به جاى سواد يا در رديف آن به كار رفته باز هرجا سخن از گذشتهء اين سرزمين يا وضع ديوانى و تحديد موقع جغرافيائى آن ، يا بيان احكام اسلامى مربوط به آن ، يا امورى بوده كه ذكر نام خاص آنجا را ايجاب مىكرده باز از آن به نام سواد ياد شده نه نام عراق چنان‌كه در فتوح البلدان در تمام اخبار مربوط به جنگ‌هاى مسلمانان در اين محدوده جغرافيائى و آنچه دربارهء احكام اراضى آنجا روايت شده در همه‌جا همين نام السواد به كار رفته « 1 » . و همچنين است در فهرست ابن نديم در جائى كه از گفتهء ابن مقفع زبان مردم اين منطقه را بيان كرده « 2 » و در بسيارى از موارد در تاريخ طبرى « 3 » و تاريخ بغداد « 4 » و در معجم البلدان

--> ( 1 ) . در كتاب فتوح البلدان اخبار مربوط به فتوحات مسلمانان در اين منطقه همه زير عنوان « فتوح السواد » ص 295 ، ياد شده و در همه‌جا همين نام تكرار شده « و اقبل المسلمون يغيرون فى نواحى السواد » ( ص 324 ) « سألت مجاهدا عن ارض السواد فقال لا تشترى و لا تباع » ( ص 326 ) « اقر عمر بن الخطاب السواد لمن فى اصلاب الرجال و ارحام النساء » ( ص 326 ) « ان عمر بن الخطاب اصفى عشر ارضين من السواد » ( ص 334 ) « ان عمر بن الخطاب بعث عثمان بن حنيف الانصارى يمسح السواد » ( ص 329 ) « و قال عمر بن عبد العزيز : كان خراج السواد على عهد عمر بن الخطاب مئة الف الف درهم . . . » ( ص 332 ) كتاب الخراج ، المسالك ، ص 234 و 241 و 249 . ( 2 ) . قال عبد الله بن المقفع لغات الفارسية الفهلوية و الدرّية و الفارسيّة و الخوزيّة و السريانيّة . . . و اما السريانيّة فكان يتكلم بها اهل السواد . . . » ( الفهرست ص 13 ) . ( 3 ) . در تاريخ طبرى در اين موارد نام سواد به جاى سورستان يا عراق برده شده . در اين كه فريدون كسانى را كه از آل نمرود و نبطىها در سواد مانده بودند تعقيب كرده ( 1 / 230 ) . در اين‌كه برخى گفته‌اند كه زادگاه او در بابل يا در ناحيه كوثى از سرزمين سواد بوده ( 1 / 252 ) . در اين‌كه ضحاك سرزمين سواد و آنچه بدان پيوسته بود ضميمه حكومت نمرود گردانيد ( 1 / 324 ) . در اين‌كه اسكندر در ناحيه سواد درگذشت ( 1 / 694 ) در ذكر پادشاهانى كه پس از اسكندر بر سواد حكومت كردند ( 1 / 704 ) . در اين‌كه اشك يعنى داراى بزرگ بر سواد غلبه يافت ( 1 / 704 ) در اين‌كه سليمان بن عبد الله بن طاهر در سال 255 هجرى شرطه بغداد و سواد را عهده‌دار شد ( 3 / 706 ) ( 4 ) . در تاريخ بغداد هم كه در قرن پنجم تاليف شده در تمام مواردى كه سخن دربارهء احكام